تبليغاتX
سیروس شاملو

سیروس شاملو

بحث و گفتگو

از شیفته­گی اغراق­آمیز شما هم مفتخرم هم برایم اسباب تاسف است. متاسفم چون شما همه­ی حقیقت را ندیده­اید و با آن زند گی نکرده اید و صرفا در ابرهای وهم و واژه قدم بر می­دارید و تصور می کنید آدم یک تنه می­تواند در مقابل  این همه اوباش ادبی و بی­ادبی شمشیر بگرداند و همه مگس­ها را به یک عربده از دور ِ نان ِخامه ای ی بامداد پَر دهد.

نکند متصورید در این مملکت قطره­ای قانون و حق و حقوق تقسیم می شود و قضات فکور نشسته­اند بدون نظر کردن به سرنخ اسکناس به ناله های مدعی گوش کنند؟ در مورد سرنوشت تلخ کتاب کوچه و آثار دیگر شاعر با شما همعقیده ام و موشکافی شما را در زدو بندها تایید می کنم. بله این صحیح است که در کار . قانونی جلوه دادن دزدی ها سعی و کوشش چندین ساله به خرج داده شده و  همه چیز را به مدد جراید و رسانه های فروخته شده منعکوس جلوه داده اند .مرا هم واقعا در قضاوتها عصبی و تندخو کرده اند که مجبور شدم بجای اعتراض به این مگس ها به خرد و خمیر کردن نان خامه ای بامداد دست بزنم. این کار واقعا به نفع سارقین تمام شد ولی کلاه را شما در این بی قضاوتی قاضی کنید و روشن بفرمایید چه باید کرد. آیا باید همه ی حرفها را زد !

شما هم باید اعتراف کنید این حقیقت ها نوعی یاسین به گوش طرفداران غزل نیست!

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت   توسط سیروس شاملو  |